دارم وارد فصل جدیدی از زندگیم میشم... شاید یه مدتی نباشم... شاید دیر به دیر بیام... اما هستم. زنده ، شاد و سرحال....
دعا هم یادتون نره...
+ چهارشنبه 18 شهریور1388در ساعت 16:22 
|
گاهی بهتره حرفی نزد... جایی که اگه حرفتو بزنی چهره ی واقعی خیلی ها رو میبینی...
گاهی بهتره بعضیا رو همونطور ببینی که داری میبینی نه اونطور که واقعا هستند.
+ دوشنبه 9 شهریور1388در ساعت 13:2 
|
معرفی :
سریالی با داستانی متفاوت و بسیار جدید؛ به معماهایی می پردازد که پلیس آمریکا از حل آنها ناتوان است و از یک متخصص زبان-بدن کمک می خواهد.
يك سريال جديد داستاني كامل است كه از كشفيات دكتر پائول اكمن (Dr. Paul Ekman ) كه يك شحصيت واقعي است ، الهام گرفته است كه توانايي خواندن سرنخ هاي موجود درصورت ، بدن و صداي افراد را به منظور كشف حقايق و دروغ در بازجويي هاي جنايي را داراست.
خلاصه:
دكتر كال لايتمن ، مي تواند با آناليز صورت ، بدن ، صدا و حرف زدن افراد به حقيقت پي ببرد .وقتي يك فرد شانه هاي خود را بالا مي اندازد ، دست هاي خود را مي چرخاند يا لب پاييني خود را به سمت بالا حركت مي دهد ، لايتمن متوجه دروغ گفتن وي مي شود . با آناليز حالات صورت ، او احساسات انسان ها از خشم پنهان تا كشش جنسي ناشي از حسادت را در افراد در مي يابد . اما همانطور كه خود لايتمن مي داند ، اين توانايي علمي او در زندگي شخصي او هم يك بركت محسوب مي شود و هم يك نفرين ، آنجا كه خانواده و دوستان او به مانند مجرمين و غريبه ها همديگر را فريب مي دهند .
لايتمن رييس يك تيم جهاني از متخصصين تشخيص دروغ است كه با مطالعه حالات مختلف صورت و حركات غيرارادي بدن نه تنها درپي كشف دروغ اند بلكه درپي يافتن چرايي دروغ گفتن افراد هستند.
پیشنهاد من :
حتما ببینید...
+ دوشنبه 9 شهریور1388در ساعت 13:1 
|
شمارش معکوس شروع شده .... خیلی استرس دارمممم
+ سه شنبه 3 شهریور1388در ساعت 9:57 
|
آقایون فقط تو یه مورد شدیدااااا مسلمون میشن و طرفدار اسلام... اونم تو مورد آزادیشون برای گرفتم ۴ زن و بینهایت صیغه ای شونه.... همچین میگن به ما چه! اسلام میگه... که میخوای بپری خر خرشونو.... استغفرالله....
+ پنجشنبه 29 مرداد1388در ساعت 12:6 
|
"اگرهر كس به اندازه فهم خود سخن بگويد . جهان را سكوت فرا مي گيرد"
ناپلئون
+ دوشنبه 26 مرداد1388در ساعت 17:58 
|
خواستم بگم زنده م نگران من نباشید...
+ شنبه 24 مرداد1388در ساعت 19:32 
|
برید بریزید تو خیابون و تا میتونید بد رانندگی کنید، آشغال بریزید، واسه یه لیوان شربت بزنید همدیگه رو بکشید، تا میتونید بوق بزنید و سر چهارراه ها و تقاطع ها همدیگه رو به فحش بکشید ، ترقه بزنید، با موتورهاتون ویراژ بدید و دهن اونایی که موندن تو خونه و خونه شون بر خیابونه رو هم سرویس کنید.... امروز روز شماست....
+ پنجشنبه 15 مرداد1388در ساعت 19:53 
|
آدما دو دسته ن . آدمایی که ظلم میکنن و آدمایی که بهشون ظلم میشه.
شاید دسته سومی هم باشه: آدمایی که نه خودشون ظلم میکنن، و نه میذارن دیگران بهشون ظلم بکنن و حتی ممکنه نذارن ظالم ها به مظلوم ها هم ظلم بکنن... اگه دسته سوم وجود داره، من مخلصشونم.
+ دوشنبه 12 مرداد1388در ساعت 16:45 
|
یادش بخیر، اونروزا توی فیلم ها آدم بدا و آدم خوبا رو از روی لباسشون میتونستیم بشناسیم. اما اینروزا چی؟ حتی توی فیلما هم آدم بدا و خوبا قاطی ان. چه برسه به دنیای واقعی...
+ شنبه 10 مرداد1388در ساعت 23:50 
|
روز به روز دارم محو تر میشم انگار....
+ چهارشنبه 7 مرداد1388در ساعت 22:3 
|
آیا رقت انگیز تر از انسان هم هست؟
+ دوشنبه 5 مرداد1388در ساعت 11:53 
|
اینکه سطح درکت بالا باشه و دیگران رو درک کنی و کلا آدم کول و فهمیده ای باشی ۱۰۰۰ تاخوبی داره و یه بدی. اینکه سطح توقع همه رو میبری بالا و حالا اگه یه بارم دل خواست که هیچ کدوم از اینا نباشی و به قول گفتنی چاک دهنت رو باز کنی و کولی بازی دربیاری، نمیتونی.هم نمیتونی هم غلط میکنی که بخوای بتونی.
آقا اینبار نمیخوام شرایط رو درک کنم. زوره؟
+ پنجشنبه 1 مرداد1388در ساعت 15:45 
|
خدایا دمت گرم. با این همه بنده ای که اندازه چلغوزن و از مورچه هم ضعیف ترن و مدام دارن گردن کشی و گوز گوز میکنن ، من اگه بودم یه بلا نازل میکردم از دم و همه شونو سقط میکردمو خلاااااص .خوب اعصابت قویه. ایول.
*در مورد بیماری ذکر شده، خواستم بگم نخ و سوزن هم تاثیری نداره. امتحان نکنید.
+ شنبه 27 تیر1388در ساعت 12:51 
|
یه بیماری هست به اسم .ک.و.ن گ.ش.ا.د.ی
وقتی برنامه ریزی میکنی یه کاریو انجام بدی نمیذاره.
وقی تصمیم میگیری از حالا عوض شی و دیگه فلان کارو نکنی، نمیذاره.
وقتی شروع میکنی به اجرای یه برنامه مفید تو زندگیت،در اولین فرصت می...ه توش.
وقتی مثل همیشه ولو و تلو و بی مصرفی آروم ، با احترام خم میشه و دستاتو میبوسه.
کسی میدونه درمان این بیماری (در واقع مرض) چیه؟قرصی ،شربتی، آمپولی، چیزی نداره؟
+ چهارشنبه 24 تیر1388در ساعت 12:30 
|
من که بیایم، همهی القاب از بین میروند و تو حسن خواهی شد.
از ماشین و موتور و چرخ که طلسمیاتند چیزی نخواهد ماند، جز دوپای انسان و چهارپای حیوان و مرکبمان همانا اسب خواهد بود و سربازان در پی مرکبم دوان. حسن با این شکم و شکمبه چند گام همراه خواهی بود؟
به خاطرنامهات به بارگاه الهی احضار شدم. اوست که حاضر و ناظر است و تو القاب او را به من دادهبودی! تو سرلشکری؟ حداقل باید سلسله مراتب را بدانی.
مهدیجان، مهدیجانی که راه انداختهای جریانش چیست؟ مگر تو به خامنهای میگویی علیجون و به خمینی میگفتی روحی جون؟ نوبت که به من رسید چای نخورده شدیم پسرخاله؟
حسن! برو جانم، برو از همانجایی که تا حالا خوردهای بخور چون به نظر میرسد خوب میدهند و زیاد میدهند و چرب میدهند. تو به درد همان علی ناقص میخوری و او به درد تو و محمود.
خواستهای اگر آمدم و مرده بودی زندهات کنم! همین مانده با آن هیکلت، لخت مادرزاد هم بدوی دنبال مرکب ما. حسن کاش خداوند به جای اینهمه درجه به تو کمی عقل میداد.
مهدی- بندهای از بندگان خدا
+ دوشنبه 22 تیر1388در ساعت 12:44 
|
عالیجناب هایپ منو به یه بازی(!!!) دعوت کرده که بلاگ های که قدیم ندیما میخوندم و میخونم و دوسشون دارم رو بگم.البته الان بلاگ های زیادی رو دوست دارم و میخونم اما اینایی که نام خواهم برد رو از قدیم ندیما تا الان مشتریشون بودم و هستم .یه سری هم هستند که یا حذف شدن یا من گمشون کردم که هیچی...
تب ۴۰ درجه - توکای مقدس - از پشت یک سوم
منم همه اونایی که توی لینک دوستام هستند و اینجا رو میخونن رو دعوت میکنم وبلاگ هایی که از قدیم میخوندن و هنوط دوسشون دارن رو معرفی کنن...
+ یکشنبه 21 تیر1388در ساعت 14:58 
|
ظاهرا زحمت ما افتاد گردن برادران اسراییلی...
+ چهارشنبه 17 تیر1388در ساعت 18:32 
|
عزیزم روزت مبارک... میدونم امسال با هرسال برات فرق داره .پس روزت خیلی مبارک

+ دوشنبه 15 تیر1388در ساعت 11:7 
|
همه ما توی زندگی گاهی توی شرایطی قرار میگیریم که مجبور میشیم اونی بشیم که نیستیم.مسلما اینکه گاها تبدیل به آدمی بشیم که نیستیم موردی نداره. اما این یکی دیگه بودن زمانی بد و حتی خطرناک میشه که عادت کنیم کسی باشیم که نیستیم.
+ چهارشنبه 10 تیر1388در ساعت 13:19 
|
اگه از این شرایط خسته شدی، اگه دلت یه اتفاق جدید میخواد و یا آدمای جدید فقط کافیه مسیرتو کج کنی... مسیر جدید همه چیزو جدید میکنه...
+ دوشنبه 8 تیر1388در ساعت 15:44 
|
آدمای اطرافم یه جورایی دو دسته شدن . اونایی که از این همه نا آرومی و ظلم و دیکتاتوری عصبانین و در نتیجه همش شاکین و مدام بحث سی ا سی میکنن که این چی گفت و اون چی گفت و تفسیر و تحلیل اون یکی چی بود. و آدمایی که همش درگیر اینن که کجا برن و چی بپوشن و کی چی پوشید و کی چی خرید .
و من .... و من خسته از هر دوتاشون....
+ یکشنبه 7 تیر1388در ساعت 19:28 
|
بهتره وقتی از چیزی ناراحتی همون موقع در موردش حرف بزنی . حتی اگه حل نشه به هرحال مطرح شده. وقتی جمع بشه و بشه هزارتا دیگه اگه بخوای هم نمیتونی مطرحشون کنی. به سومی چهارمیش که رسیدی میشه غرغر و دیگه هیچکس حوصله شنیدن بقیه شو نداره.به اضافه اینکه هزارتا غم خیلی راحت تر میتونه خفه ت کنه و از پا درت بیاره تا یکی.
+ چهارشنبه 3 تیر1388در ساعت 12:12 
|
شهادت هموطنم، یک دختر با غیرت ایرانی رو به همه ایرانی های با غیرت تسلیت میگم...
این روزا بدترین و سردترین روزای زندگیمونه.
+ دوشنبه 1 تیر1388در ساعت 9:32 
|
فحش جدید : رئیس جمهور منتخب مردم
+ یکشنبه 31 خرداد1388در ساعت 11:41 
|
این روزا روزای خاصیه. حس نوشتن ندارم. خیلی کار دارم که نمیتونم براشون برنامه بریزم. خیلی فکرم درگیره اما عملا هیچ کاری انجام نمیدم. انگار که مسخ شدم...
نمیدونم چمه...
+ جمعه 29 خرداد1388در ساعت 2:34 
|
+ دوشنبه 25 خرداد1388در ساعت 12:10 
|
بازی خوردیم.از مردم برای به رسمیت شمردن وجود اون ....خلی که همه دنیا رو متحیر کرده استفاده کردند. حالا دیگه به همه دنیا نشون دادیم که نه تنها فکر نمیکنیم که ک... خله، بلکه خیلی هم دوسش داریم.
از همون اول که یه کم آزادی دادن باید میفهمیدیم که برامون خواب دیدن...
+ یکشنبه 24 خرداد1388در ساعت 9:18 
|
دیگه تنها امیدمون افتتاح اتوبان شهید اح مدی نژاد به دست آیت ا... رف سنجانیه.
*ببین کارمون به کجا کشیده که امیدمون شده دزد قافله.
+ شنبه 23 خرداد1388در ساعت 11:20 
|
اعصاب ندارم .گفته باشم هاااااا
+ چهارشنبه 20 خرداد1388در ساعت 14:9 
|